|
|
|
به گزارش خبرنگار مهر، همزمان با دعوت سازمان میراث فرهنگی از کارشناسان مبنی بر بررسی چگونگی مرمت سقف آرامگاه کوروش از نزدیک، گروهی از کارشناسان و اساتید دانشگاه که بدلیل "وابستگی شدید شغلی به سازمان میراث فرهنگی" و برخی ملاحظات ، خواستار محفوظ ماندن نام خود شده اند، با ارائه نامه ای به خبرگزاری مهر ضمن اظهار تأسف از اهمال در مرمت آرامگاه کوروش و نوع و نحوه واکنش مسئولان مربوطه در برابر اخبار منتشر شده ، خواستار پاسخگویی مسئولان میراث فرهنگی به 28 مورد سئوالات تخصصی و علمی خود شده اند در بخشی از این نامه که همراه با مستندات فنی و تخصصی است ، آمده است : « نگاهی گذرا به مجموعه اقدامات صورت گرفته در امر مرمت آرامگاه کوروش حاکی از آن است که گروه مرمت این آرامگاه انجام مرمت به شیوه " آناستیلوزی " ( دوباره چینی قطعات سنگی فرو ریخته تاریخی ) را مناسب مرمت این اثر تاریخی دانسته است. این در حالی است که اکثر پروژه های مرمت به شیوه آناستیلوزی که در 30 سال گذشته در ایران انجام شده است یا بر عهده سرپرست این گروه بوده و یا ایشان بر انجام آنها نظارت غیر مستقیم داشته است گرچه نمی توان منکر اقدامات در خور توجه و شایسته ایشان برای حفاظت از آثار معماری کهن این مرز و بوم در دهه های گذشته شد اما امروزه در اثر پیشرفت علم مرمت و تکنولوژیهای مربوط به آن و همچنین پدیدار شدن عوارض این گونه مرمتها در آثار تاریخی نظیر تخت جمشید، ثابت شده است که مرمت به شیوه آناستیلوزی دارای اشکالات عدیده ای است و نتایج مطالعات موید آن است که پس از مدتها اقدامات مرمتی صورت گرفته در مجموعه آثار معماری تخت جمشید اثراتی از تغییر ویژگی مصالح اصلی و مرمتی و واکنش اجزاء و عناصر معماری و مصالح ساختمانی اصلی نسبت به شیوه های پایدار سازی و وصالی، بروز نموده است ا- با توجه به اینکه کاربرد سنگ سالم با مقاومت و مدول تغییر شکل زیاد در کنار سنگهای فرسوده قدیمی، بویژه برای پایدار سازی بنا و افزایش توان باربری آن به هنگام بازسازی یا " آناستیلوزی "، باعث انتقال بار بیش از حد بر سنگ فرسوده و تغییر شکل یافته ( شکسته ) با بروز پدیده هایی همچون لهیدگی، خرد شدگی، طبله، تورق و تشدید عوارضی نظیر ترک و تشکیل صفحات ناپیوستگی در بخشهای فرسوده می شود ۲- با عنایت به اینکه افزایش تنشهای داخلی در قسمتهای مرمت شده به روش میله گذاری و کاربرد پیچ سنگ، بر اثر عوارضی مانند تورم و انبساط جانبی فولاد طی فرآیند فرسایش شیمیایی ( زنگ زدگی )، تغییر شکل، تورم و انحناء میله های فولادی را به همراه دارد 3- با توجه به این نکته که تغییر شکل تدریجی ( تابع زمان ) سنگ بر اثر بروز پدیده خزش و تحت تاثیر بارهای وارده از پیچ سنگها، منجر به کاهش عملکرد پیچ سنگ در پایدار سازی قطعات و بلوکهای سنگی می گردد 4-با عنایت به افزایش پتانسیل خرابی و شکست سنگ در نقاط بحرانی نظیر نقاط اتصال پیچ به سنگ از طریق صفحات توزیع بار به دلیل ضریب سختی فولاد که موجب ذخیره انرژی ناشی از پیچ کردن سنگ در نقاط اتصال قطعات سنگ توسط میله فولادی تنیده از طرف میله به سنگ وارد می شود، بویژه در هنگام تغییر شکل جزئی در سنگ و بروز ترکهای ریز در ناحیه اتصال پیچ و سنگ، یکباره به صورت انفجاری آزاد شده و باعث شکست سنگ و یا توسعه درزها و ترکهای ریز در آن می گردد 5- با توجه به ایجاد شکست و تشکیل صفحات ناپیوستگی ناشی از تاثیر تنشها در امتداد گودیهای متعددیکه برای نصب پیچ سنگ به ویژه در عناصر باربر عمودی نظیر ستونها و جرزها شده اند 1-5-با توجه به فرسودگی قطعات طی سالیان متمادی این روش موجب ایجاد ترکهای جدید، تبدیل رگه ها به ریز ترکها و ریز ترکها به ترک و ترکها به شکاف در سنگهای تاریخی شده است. این روش باعث متلاشی شدن سنگهای تاریخی و بروز پیامدهای بسیار خطرناکی خواهد شد. جالب توجه اینکه به جنبه غیر قابل برگشت بودن این فرایند توجه نمی گردد 2-5- تعداد فراوانی از قطعات سازه ای آزاد هستند. لذا در برابر تغییر درجه حرارت، رطوبت و بارها تغییر شکل متعارف خود را دارند. و تنش ناشی از تناقض ساختاری در آنها به وجود نمی آید. اما تعداد زیادی از قطعات که با فولاد استحکام بخشی شده اند. تنشهای داخلی در آنها به وجود می آید که می تواند بسیار مخرب باشد. این تنشها در ضعیف ترین قسمت عضو سازه ای و یا در محل اتصال آن به دیگر بخشهای سازه بحرانی شده و باعث تولید ترکهای کششی، ترکهای برشی و وقوع کمانش می شود 3-5- نکته قابل توجه در رفتار بتن با فولادها که فولاد مدفون در بتن به وسیله قشر نازک محافظی که روی آن است در مقابل خوردگی محافظت می شود. اما این قشرمحافظ در اثر واکنشها از بین می رود و فرایند خوردگی فولاد شروع می شود. اگر بخواهیم فرایند خوردگی را مورد بررسی قرار دهیم میدانیم که این پدیده یک فرایند الکترو شیمیایی است که در آن قطبهای آند و کاتد یک الکترولیت باید وجود داشته باشد. مخلوط تازه و دوغابهای بتن که در این فرایند استحکام بخشی بکار می رود الکترولیت مناسبی است و فولاد استحکام بخش قطبهای آند و کاتد را تشکیل می دهد. جریان الکتریکی بین آند و کاتد برقرار و در نتیجه فلز اکسیده شده و به اکسید آهن تبدیل می شود. این فرایند باعث افزایش حجم فولاد و بروز خطرات جبران ناپذیری خواهد شد 6- با تاکید بر نفوذ پذیری زیاد ملات ماسه و سیمان یا دوغاب پرکننده فضاهای خالی یا مورد استفاده در درز بندی قطعات سنگ که موجب افزایش میزان جذب آب و نفوذ آن در سنگ " درز" دار و در نتیجه فعال شدن مکانیسمهای هوازدگی شیمیایی، فیزیکی و مکانیکی سنگ نظیر انحلال، تبلور دوباره، انجماد و غیره می گردد 1-6- کاربرد گسترده بتن و تعبیه بسیار فراوان فولاد به عنوان مواد مرمتی و عدم تحقیق و پژوهش هدفمند در خصوص پیامدهای استفاده از آن بدون ثبت موقعیت و محل آنها برای آیندگان مشکلات فراوانی به بار خواهد آورد 2-6- به طور کلی محیطهایی که دارای سولفاتهای محلول هستند همواره نشانه هایی را در اثبات وجود خود نمایان می کنند. فرایند تاثیر سولفات های موجود در تعامل با سنگ و محل هم جواری بتن و ملات ماسه سیمان که در امر مرمت بکار رفته اند را می توان متاثر از سولفات ها با کلسیم و آلومینات کلسیم هیدراته شده در فرایند خمیر سیمان شناسایی کرد. در نتیجه واکنشها محصولات جامدی با حجم بزرگتر از مواد اولیه شرکت کننده در واکنش به وجود می آید که می تواند سولفات کلسیم باشد و باعث ایجاد ترک در محل واکنش گردد 3-6- بخار آب از سنگ منتقل می شود.این امر زمانی اتفاق می افتد که سطوح سنگ در مجاورت دو محیط با ترازهای مختلف رطوبت نسبی قرار داشته باشند. جالب توجه است که بخار رطوبت از تراز رطوبت نسبی بالاتر به سمت تراز رطوبت نسبی پائین تر انتقال می یابد. مقدار انتقال بخار رطوبت تابعی از اختلاف بین دو تراز فوق و همچنین نفوذ پذیری سنگ است. بطور کلی بخار رطوبت در ساختار متخلخل سنگ مابین مناطق با رطوبت نسبی متفاوت حرکت می کند به طوری که از رطوبت زیاد به سمت رطوبت کم جریان می یابد. بخار همچنین با تغییرات دما جابه جا شده به نحوی که وقتی دما افزایش می یابد بخار منبسط شده و از ساختار متخلخل سنگ به سمت خارج حرکت می کند. که در این فرایند بخار رطوبت در مسیر خارج شدن در صورت مواجهه با نمک ها پدیده انحلال نمک های محلول با بخار آب را پیش آورده و عوارض بسیار مخربی را به جای خواهد گذاشت 7- با توجه به این نکته که نرخ تغییر شکل اجزاء و مصالح سنگی به دلیل تسریع فرآیند بارگذاری از طریق اصرار بر بازسازی عناصر معماری افزایش می یابد ۸- با تاکید بر این که ثابت شده است که بهترین سیاست در امر مرمت یک اثر باستانی حداقل دخالت است و بررسی میزان اصالت (Authenticity) به میزان مواد اولیه اصلی و واقعی اثر بستگی دارد که در طول زمان قدیمی شده است و اینکه هرچه قدر مداخلات بیشتری در هنگام مرمت یک اثر انجام گیرد اصالت آن کمتر می شود لازم به ذکر است که یونسکو در این خصوص دارای دو بازوی توانمند است:1- مرکز بین المللی مطالعات حفظ و مرمت داراییهای فرهنگی (ICCROM) و 2- شورای بین المللی بناها و محوطه های تاریخی (ICOMOS). 9- با توجه به منشورهای بسیار ارزشمند و روشنی که توسط متخصصین یونسکو در ایکوموس تدوین شده است که در میان آنها میتوان به منشور ونیز، منشور بورا، منشور نارا، منشور ویکتوریا فالز و ... اشاره نمود که در همه آنها مکرراً اعلام شده است که " حفاظت کنیم، مداخله نکنیم " 10- با تاکید بر این نکته که هر اقدام مداخله جویانه به منظور حفاظت در آثار تاریخی باید موقتی و برگشت پذیر باشد و قبل از آن باید مطالعه و پژوهش توسط متخصصین مختلف صورت گرفته باشد و اینکه هر مداخله ای باید دارای طرح و برنامه مدون و مصوب باشد و اینکه هرگونه مداخله در راستای حفاظت یک اثر تاریخی باید توسط افراد دارای صلاحیت علمی و آکادمیک و تحت نظارت کامل مراجع معتبر علمی انجام شود و اینکه بهترین درمان نگهداری پیشگیرانه است و اینکه خصوصیات مصالح استفاده شده در کارهای مرمتی (مواد جدید) و سازگاری آن با مصالح موجود در آن شرایط محیطی باید قبل از استفاده بررسی و آزموده شود، تخریب، برداشت یا تغییر هرگونه مصالح تاریخی و اصیل ممنوع است این کارشناسان و اساتید دانشگاه که مشخصاتشان در خبرگزاری مهر موجود است در ادامه از مسئولان محترم سازمان میراث فرهنگی و بیناد پژوهشی پارسه پاسارگاد خواسته اند تا به سئوالات ذیل جوابی درخور بدهند 1- آیا در خصوص مرمت آرامگاه کوروش از ICCROM به عنوان نهاد بین المللی حفاظت و مرمت یادگاران تاریخی درخواست مشاوره تخصصی شده است؟ اگر جواب این سئوال مثبت است سند آن را در اختیار افکار عمومی قرار دهید 2- آیا مداخلات صورت گرفته در آرامگاه کوروش دارای " طرح مرمت " بوده است؟ چه کسانی آن را تدوین کرده اند؟ چه کسانی آن را تصویب نموده اند؟ آیا این طرح با جزئیات اجرائی آن پیش از هرگونه مداخله به تصویب کمیته فنی سازمان میراث فرهنگی کشور و متخصصین ICCROM و ICOMOS رسیده است؟ آیا ناظرین متخصص در تمام مراحل حضور داشته اند؟ 3- آیا گزارش مرمت آرامگاه کوروش را که مدیریت محترم بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد اعلام می کند به تائید کارشناسان یونسکو رسیده است در اختیار رسانه ها و افکار عمومی و کارشناسان امر مرمت قرار گرفته است؟ آیا مسئولان بنیاد پژوهشی پارسه نمی دانند که طرح مرمت باید قبل از اجرا به تصویب یونسکو برسد و نه بعد از اجرای کار مرمت؟! 4- گزارش مذکور توسط چه کسی تهیه شده است؟ 5- این گزارش به کدام یک از نهادهای یونسکو و درچه تاریخی ارسال شده است؟ 6- آیا در گزارش مذکور تمام مداخلاتی که توسط گروه مرمت صورت گرفته به صورت تصویری و ترسیمی همراه با شرح روش و تجهیزات کار و بیان مصالح مصرفی به همراه بیوگرافی افرادی که این مداخلات را انجام داده اند تدوین و ارائه نموده اید؟ 7-آیا تصاویر قبل از مداخله در حین مداخله و بعد از مداخله را به همراه گزارش مذکور به یونسکو ارائه نموده اید؟ 8- اگر این مداخلات علمی است و مطابق با مقررات داخلی و بین المللی تدوین شده است آیا گزارش روزانه روند کار توسط ناظر متخصص همراه با تصویر و کروکی و ... موجود است؟ 9- مسئولین محترم گروه مرمت اعلام کرده اند که این اقدامات توسط استادکاران با تجربه و متخصص و آموزش دیده شاغل در بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد که طی سه دوره از سال 69 تاکنون آموزش دیده اند انجام شده است. تصاویر افرادی که به کار مشغول بوده اند موجود است. لطفاً بیوگرافی تخصصی آنها را ارائه دهید و میزان تحصیلات و سوابق آنها در این زمینه را هم بیان فرمائید 10- چه کسانی با چه تخصصی چه چیزهایی را به آنها آموزش داده اند؟ 11- مسئول محترم گروه مرمت اعلام داشته است که فاصله بین سنگهای قدیمی و سنگهای جدیدی که در مداخلات اخیر آرامگاه بکار رفته است با ملات ماسه و شیره آهک پرشده است. آیا اجازه تحقیق آزاد دراین باره را به کارشناسان و متخصصان می دهید تا صحت و سقم ادعای ایشان را بررسی کنند؟ 12- در توجیه مداخلات صورت گرفته در سقف آرامگاه عنوان شده که این امر به منظور جلوگیری از ورود آب به داخل اتاقک آرامگاه انجام شده است. مداخلات جدی صورت گرفته در داخل اتاقک آرامگاه چه توجیه علمی دارد؟ 13- مسئول گروه مرمت در مصاحبه ها و گفتگوهایی که با دیگر اصحاب رسانه داشته است بارها بر این نکته تاکید کرده که فرآیند مرمت آرامگاه کوروش در یک بازه زمانی 7 ساله انجام شده است در صورتیکه بررسی روزهای کاری اقدامات مداخله جویانه در سقف و اتاقک آرامگاه که مهمترین بخش ازپروژه مرمت این اثر جهانی بوده است نشان می دهد که مدت زمان در نظر گرفته شده برای مرمت آن بیشتر از چند ماه نبوده است. نظر شما در این باره چیست؟ 14- کدام قانون و مقررات این اجازه را به شما داده است که با کمپرسور باد و مته های فولادی با ضربات مکرر و بسیار مخرب این مداخلات را در یادگار جامعه جهانی انجام دهید؟
15-آیا نتایج علمی و پژوهشی، بررسی میدانی و ارزیابی مواد مصرفی در مداخلات قبل از مداخله در اختیار کارشناسان مرمت و اهل فن و متخصصین قرار گرفته است؟ در کدام نشریه علمی یا نشست تخصصی آنها را ارائه کرده اید؟ 16- آسیب شناسیهای علمی و تخصصی طرح مرمت را کدام متخصصین انجام داده اند؟ چه مسائلی را بررسی کرده اند؟ عوامل مخل چه چیزهایی بوده اند؟ با چه تجهیزاتی و با چه دانش نوینی مراحل آسیب شناسی انجام شده است؟ کدام یک از عارضه های بنا را شناسائی کرده اید؟ متخصصین چه راهکارهایی پیشنهاد دادند؟ کجا این پیشنهادات بررسی شده است؟ طی چه مراحلی به این یقین رسیده اید که روش مداخلات صورت گرفته قانونی است؟ 17- آیا در این پروژه مرمتی به مفاد مصوبات دهمین(1993)، یازدهمین (1996) و چهاردهمین(2003) نشست عمومی سازمان بین المللی ایکوموس در خصوص منومان ها، سایت ها و حفاظت و مرمت سازه های میراث معماری توجه شده است؟ 18- چرا برای نصب سنگ های جدید در سقف آرامگاه مبادرت به تراش دادن، تخریب و تغییر شکل فراوان و غیر کارشناسی سنگ های اصلی و باستانی بنا کرده اید؟ آیا منطقی تر نبود که به جای این کار مخرب و غیر علمی، سنگ جدید را مطابق با شکل مورد نیاز حجاری و قالب سازی و در جای مورد نیاز نصب می کردید؟ ۱۹- بر اساس کدام پژوهش علمی و مطالعات تخصصی به این نتیجه رسیده اید که استفاده از آب، کاردک و برس پلاستیکی بهترین روش برای گلسنگ زدایی از سنگ های آرامگاه است؟ ۲۰-می توانید نام متخصص مرمت سنگی که برای بازدید و نظارت از طرف یونسکو به این کار نظارت داشته است را به رسانه ها اعلام کنید؟ آیا این متخصص یونسکو از جزئیات کار مرمت قبل از آغاز عملیات مطلع بوده است؟ ۲۱-آقای راهساز در گفتگو با رسانه ها گفته است که طرح بازسازی آرامگاه در سال 1387 به تصویب شورای عالی راهبردی سازمان رسیده است؟ لازم است که برای برطرف شدن شبهه ها، جزئیات، نام تهیه کنندگان و تصویب کنندگان این طرح را برای روشن شدن افکار عمومی اعلام کرده و مشخص نمائید طرح بعد از تصویب طی چه مدت و توسط کدام کارشناسان به اجرا درآمده است، همچنین باید اعلام شود روند ارزیابی صلاحیت این مجریان به چه شکلی بوده است؟ ۲۲-گفته شده است مسئول کارهای صورت گرفته دارای تجربه و و پیشینه کاری بالایی است، آیا بهتر نیست گزارشات و اقدامات انجام شده وی جهت داوری تخصصی در یک همایش علمی ارائه تا به شکل آکادمیک و کارشناسی هم این مسئله بررسی و ابهامات موجود برطرف شود؟ ۲۳-چرا اکثر کارهای انجام شده توسط این فرد که به گفته مسئولان بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد متخصص مرمت آثار سنگی و صخره ای است فاقد طرح و گزارش علمی و مدون است؟ ۲۴-به نظر می رسد با توجه به آبگیری سد سیوند مشکل رطوبت همه اجزای بنا را تهدید کند . این موضوع لااقل محلی برای بحث علمی و تخصصی است. اما چرا در این باره فقط در مورد سقف آرامگاه صحبت می شود؟ آیا مشکل رطوبت تنها در این نقطه اثر گذاشته است؟ ۲۵-کار لیزراسکن آرامگاه کوروش که مدیریت محترم بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد به آن اشاره می فرمایند در چه سالی و توسط چه شرکتی انجام شده است؟ ۲۶- چگونه است که یک نفر به طور همزمان مدیریت : محوطه میراث جهانی تخت جمشید، محوطه میراث جهانی پاسارگاد، محوطه تاریخی نقش رستم، محوطه میراث جهانی چغازنبیل و هفت تپه، تدریس در چندین دانشگاه معتبر داخلی، مدیرعاملی شرکت خصوصی فن و هنر آسیا (شرکت فوق در تاریخ 15/6/1385 تحت شماره 279960 در اداره ثبت اسناد کشور به ثبت رسیده) و عضویت در شرکت خصوصی پرند پیمایش (شرکت مهندسی پرند پیمایش (با مسئولیت محدود) در تاریخ 11/11/83 تحت شماره یکصد و پنجاه و یک در اداره ثبت اسناد سیاهکل به ثبت رسیده) و ترجمه کتاب تخصصی را انجام دهد و بدون جوابگوئی به سئوالهای علمی یکی از کارهای صورت گرفته در محدوده مدیریتی اش از سوی مسئولین بازخواست نگردد؟ |
جشن زایش اشو زردشت
ششمین روز
فروردین که بنا به نظر بسیاری محققان و موبدان زرتشتی، سالروز تولد زردشت اسپنتمان
است، به نوروز بزرگ معروف است. دراین روز زردشیان در آتشكدههای هر شهر گردهم می
آیند، به سخنرانيهاي مذهبي گوش ميدهند، اوستا ميخوانند و تولد پيامبرشان را جشن
ميگيرند. آب پاشیدن به همدیگر، دود کردن اسپند و پخش کردن سنجد و آویشن نیز از
دیگر مراسمهای این جشن است.
گاتاخواني، دف زني و سخنراني در مورد تاريخچه نوروز و جشن زايش زردشت از جمله
برنامههاي اين مراسم می باشد. حضور در نيايشگاه شاور اهرام ايزد و ساير نيايشگاهها
و مكانهاي مقدس ديني در صبح روز ششم فروردين از ديگر آيينهاي بزرگداشت زايش
زردشت است، كه در همه شهرهاي زردشتي نشين برگزار ميشود.
جشن سيزده فروردين ماه روز بسيار مبارک و فرخنده است. ايرانيان چون در مورد اين روز آگاهي کمتري دارند آن روز را نحس مي دانند و براي بيرون کردن نحسي از خانه و کاشانهً خود کنار جويبارها و سبزه ها مي روند و به شادي مي پردازند. تا کنون هيچ دانشمندي ذکر نکرده که سيزده نوروز نحس است. بلکه قريب به اتفاق روز سيزده نوروز را بسيار مسعود و فرخنده دانسته اند. مثلا در صفحهً 266 آثار الباقيه جدولي براي سعد و نحس آورده شده که در آن سيزده نوروز که تير روز نام دارد کلمهً ( سعد ) به معني فرخنده آمده و به هيچ وجه نحوست و کراهت ندارد. بعد از اسلام چون سيزدهً تمام ماه ها را نحس مي دانند به اشتباه سيزده عيد نوروز را نيز نحس شمرده اند. وقتي دربارهً نيکويي و فرخنده بودن روز سيزدهم نوروز بيشتر دقت و بررسي کنيم مشاهده مي شود موضوع بسيار معقول و مستند به سوابق تاريخي است. سيزدهم هر ماه شمسي که تير روز ناميده مي شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندي است که " تير " نام دارد و در پهلوي آن را تيشتر مي گويند. فرشتهً مقدس تير در کيش مزديستي مقام بلند و داستان شيريني دارد. ايرانيان قديم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادي کردن که به ياد دوازده ماه سال است، روز سيزدهم نوروز را که روز فرخنده ايست به باغ و صحرا مي رفتند و شادي مي کردند و در حقيقت با اين ترتيب رسمي بودن دورهً نوروز را به پايان ميرسانيدند.
سبزه گره زدن
افسانهً آفرينش در ايران باستان و مسئلهً نخستين
بشر و نخستين شاه و دانستن رواياتي دربارهً کيومرث حائز اهميت زيادي است. در اوستا
چندين بار از کيومرث سخن به ميان آمده و او را اولين پادشاه و نيز نخستين بشر
ناميده است. گفته هاي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و انبياء و گفته هاي
مسعودي در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بيروني در کتاب آثار الباقيه بر پايهً همان
آگاهي است که در منابع پهلوي وجود دارد. مشيه و مشيانه که پسر و دختر دوقلوي
کيومرث بودند روز سيزده فروردين براي اولين بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در
آن زمان چون عقد و نکاحي شناخته شده نبود آن دو به وسيله گره زدن دو شاخه پايهً
ازدواج خود را بنا نهادند. اين مراسم را بويژه دختران و پسران دم بخت انجام
ميدادند و امروز هم دختران و پسران براي بستن پيمان زناشويي نيت مي کنند و علف گره
مي زنند. اين رسم از زمان کيانيان تقريباً متروک شد ولي در زمان هخامنشيان دوباره
شروع شده و تا امروز باقي مانده است. در کتاب مجمل التواريخ چنين آمده " اول
مردي که به زمين ظاهر شد پارسيان او را کل شاه گويند. پسر و دختري از او ماند که
مشيه و مشيانه نام گرفتند و روز سيزدهً نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه
سال هيجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بي پادشاه بماند
" . چنانکه در بحث جشن نوروز اشاره شد کردهاي ايران و عراق که زرتشت را از
خود مي دانند روز سيزدهم فروردين را جزو جشن نوروز به حساب مي آورند. (ادامه)
جشن ارديبهشتگان
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
جشن ارديبهشتگان كه يكي از جشن هاي بزرگ ديني زرتشتيان است ، با برابري روز و ماه
ارديبهشت، يعني دوم اريبهشت ماه تقويم فصلي هماهنگ است.اين روز بزرگ يادآور فروزهء
اهورايي ارديبهشت يا اشه وهيشته و ويژگيهاي آن يعني بهترين راستي و پاكي مي
باشد.ارديبهشت، دومين امشاسپند، داراي انگاره اي مادي است به نام آتش يا آذر،
فروغي خدا داده كه گرمي بخش و فروزان و پاك كننده و در يك كلام زندگي بخش است و
پرتوهاي نوراني آن هستي را از نيستي جدا مي گرداند وراست را از دروغ باز مي
شناساند. پس بجاست كه آتش را نموداري از آن داده بزرگ بدانيم.
بهترين راستي برترين نعمتي است كه دست يابي به آن يعني پيروزي بزرگ و اين پيروزي
شايسته جشني است بس بزرگتر با نام جشن ارديبهشتگان يا جشن اخلاق.
نگارش : راشين جهانگيری
اين جشن ميان
زرتشتيان دوره اي ده روزه داشت و از تير روز از تيرماه ، روز سيزدهم شروع و به باد
ايزد يعني روز بيست و دوم پايان مي گرفت. زرتشتيان تيرگان را “ تير و جشن Tiru-Jashn ” مي نامند و برايش اهميت فراواني قايل اند.
لباس و پوشاك نو مي پوشند و نقل و شيريني و ميوه و خوراك هاي سنتي و ويژه مي پزند.
پيش از اين روز خانه را خوب پاكيزه نموده و بامدادان شست و شو مي كنند و خواندن دو
نيايش “ خورشيد نيايش ” و “ مهرنيايش” از اوستا را بسيار نيكو مي دانند
شايد “ تير و جشن” يكي از شادترين جشن هاي كهن ايراني بوده باشد. در اين جشن بيش
از همه بچه ها بهره مي بردند با تارهاي نخي و رنگيني كه به مچ دست مي بستند در
كوچه ها و خانه ها و بامها مي دويدند ، ترانه مي خواندند و كنار نهرها و جويها و
تالاب ها به هم آب مي پاشيدند و يا به آب مي پريدند . (ادامه)
3 امرداد:
واژه اوستايی امرداد،(امرتاته- Amertata) است که به معنی بي مرگي است و اگر الف آن را که پیشوند نفی است از قلم بیندازیم معنی آن عوض شده و فرشته بی مرگی و جاودانگی به دیو نیستی و مرگ تغییر شکل می دهد. زیرا همانطور که امرداد به معنای بی مرگی است مرداد معنی مرگ می دهد.بنابراین شایسته است که این کلمه را امرداد بخوانیم، و چون امرداد فرشته جاودانگی و بی مرگی می باشد، در عالم جسمانی نگهبانی گیاهان و روییدنی ها و آبادانی و افزایش دار و درخت با اوست. نیاکان ما در این روز به باغ ها و مزارع خرم و دلنشین می رفتند و پس از نیایش به درگاه اهورامزدا طی مراسمی این جشن را با شادی و سرور در هوای پاک و در دامن طبیعت برگزار می کردند.
منبع: سالنمای راستی
شهریورروز از شهریورماه یا چهارمین روز این ماه، برابر است با جشن شهریورگان که از آیینها و مراسم وابسته به آن هیچگونه آگاهی در دست نیست. برگزار نشدن آیینهای جشن شهریورگان توسط ایرانیان در زمانی طولانی، موجب شده است تا همه جزئیات آن به فراموشی سپرده شود و حتی در متون کهن نیز آگاهیهای چندانی در باره آن فرا دست نیاید.
نام شهریور در متون اوستایی به گونه «خْـشَـتْـرَه وَئیریَـه» آمده که به معنای تقریبی «شهر و شهریاری (شهرداری) آرمانی و شایسته» است. چنین مینماید که این اندیشه و آرمان، خاستگاه نظریههای افلاطون و فارابی در زمینه «آرمانشهر» یا «مدینه فاضله» بوده باشد. نام شهریور چند بار به همین معنا در «گاتها»ی زرتشت نیز آمده است و بعدها در اوستای نو، او را به گونهای تشخصیافته به پیکر یکی از امشاسپندان در میآورند. (ادامه)
مهرگان: عيد جوانان و آينده سازان
روز هاي ماه در ايران باستان نام هاي خاص داشتند و
ازجمله روز شانزدهم هر ماه «مهر» بود. بنابراين «روز مهر» در ماه مهر (شانزدهم)،
مهمترين روز آيين هاي مهرگان بود. آيين هاي مهر (جشن هاي مهرگان) پس از نوروز،
مهمترين عيد ملي ايرانيان بوده است. نوروز با بهار و شكوفه و نويد بركت آغاز مي شد
و مهرگان به خاطر پايان رسيدن كار جمع آوري محصول و آغاز شش ماهه شب هاي طولاني تر
و سرما.
«مهرگان» ويژه آيين هاي سپاسگزاري به درگاه خداوند [اهورامزدا] است كه اين همه
نعمت را به انسان ارزاني داشته و نيز استفاده از اين فرصت براي تحكيم دوستي ها،
محبت ها و عواطف انساني بوده است. به نظر بسياري از مورخان، «مهرگان» آيين الزام
ايرانيان به دوستي كردن و مهر ورزيدن به يكديگر هم به شمار مي آيد. در گذشته، در
روزهاي مهرگان (4 تا 6 روز) مردم مهماني هاي بزرگ برپا مي كردند و پذيرايي با ميوه
تازه در مهرگان و ميوه خشك (آجيل و خشكبار) در نوروز؛ رسم تغييرناپذير ايرانيان از
عهد باستان بوده است. (ادامه)
جشن آبانگان
4 آبان ماه
آبان به معنای آب و هنگام آب است و یکی از عناصر پاک کننده نزد زردشتیان است. درباره پیدایش جشن آبانگان روایت است که در پی جنگ های طولانی بین ایران و توران، افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریزها و نهرها را ویران کنند. پس از پایان جنگ پسر تهماسب که زو نام داشت دستور داد تا کاریزها و نهرها را لایروبی کنند و پس از لایروبی آب در کاریزها روان گردید. ایرانیان جاری شدن آب را جشن گرفتند. در روایت دیگری آمده است که پس از هشت سال خشکسالی در ماه آبان باران آغاز به باریدن نمود و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد. زردشتیان در این روز همانند سایر جشن ها به آدریان ها می روند و پس از آن به کنار جوی ها و نهرها رفته با خواندن اوستای آب زور (بخشی از اوستا) که توسط موبد خوانده می شود، اهورامزدا را ستایش کرده و درخواست فراوانی آب و نگهداری آن را می نمایند و پس از آن به شادی می پردازند.
منبع : سالنمای راستی
3 آذر ماه
آذر به چم(معنی) آتش است. و یکی دیگر از چهار آخشیج(عنصر پاک کننده) نزد زردشتیان می باشد. از آنجا که آتش بهترین و سریع ترین عنصر پاک کننده و گرما است از زمان های قدیم مورد احترام بوده است. زردشتیان در جشن آذرگان مانند سایر جشن ها با لباس آراسته و تمیز به آدریان ها می روند و با خواندن آتش نیایش(بخشی از اوستا) اهورامزدا را سپاس گفته و پس از نیایش به شادی می پردازند.
منبع : سالنمای راستی
دی یا دتوشو Daatoshu به معنی دادار و آفریدگار است و در نامه های اوستایی اغلب به جای واژه اهورامزدا به کار رفته است. اگر به نام سی روز ماه توجه کنید، مشاهده می نمایید که روزهای هشتم و پانزدهم و بیست و سوم هر ماه به نام دی نامگذاری شده و برای تمیز آنها از یکدیگر هر یک به نام روز بعدش خوانده شده است و اورمزد که آن هم نام خداوند می باشد. بدین گونه : اورمزد، دی بآذر، دی بمهر و دی بدین. بنابراین در ماه دی چهار روز به نام خدا نامیده شده و در ماه دی چهار بار جشن دیگان برگزار می شود.
1. اورمزد و دیماه : نخستین روز دی ماه باستانی/ 25 آذر ماه خورشیدی
2. دی به آذر و دیماه : هشتمین روز دی ماه باستانی/ 2 دی ماه خورشیدی
3. دی به مهر و دیماه: پانزدهمین روز دی ماه باستانی/ 9 دی ماه خورشیدی
4. دی بدین و دیماه : بیست و سومین روز دی ماه باستانی/17 دی ماه خورشیدی
در ایران باستان نخستین جشن دیگان در ماه دی یعنی روز اورمزد و دی ماه ، خرم روز نام داشته است و در این روز که شب پیش، بزرگترین شب سال بوده است، پادشاه و حاکم دیدار عمومی با مردم داشته است.
منبع : سالنمای راستی
جشن
شب یلدا جشنی ست که از 7000 سال پیش تا کنون در ميان ایرانيان برگزار
میشود. 7000 سال پیش نیاکان ما به دانش گاهشماری دست پیدا کردند و دریافتند
که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است. در این جستار از سخنرانی دکتر جنیدی و
دکتر کزاری برداشت هایی شده:
جشن شب یلدا، همانند جشنهایی همچون نوروز و مهرگان، پس از تازش اسکندر، تازیان، و مغولها پابرجا مانده است و در تک تک خانه های ایرانیان راستین با گردآمدن خانواده ها به دور هم برگزار میشود.
فردوسی بزرگ در شاهنامه میگوید:
نباشد بهار و زمستان پدید **** نیارند هنگام رامش نوید
از این بیت میتوان پی برد که در سرزمینهايی بجز ایران آغاز فصل ها را نمیدانستند اما ایرانیان در آن زمان به این دانش دست پیدا کرده بودند.
در زمان تاختن تازیان به ایران گاهشماری ایرانیان که بر پایه ی خورشید بود، به گاهشماری بر پایه ی ماه دیگرگون شد، اما پس از چندی خیام بروی کار آمد و این گاشماری خورشیدی را دوباره بنیان نهاد تا باز جشنهای ما زنده باشند و ما آنها را برگزار کنیم. (ادامه)
واژه سده : بيشتر دانشمندان نام سده را گرفته شده
از صد مي دانند. ابوريحان بيروني مي نويسد: “سده گويند يعني صد و آن يادگار اردشير
بابكان است و در علت و سبب اين جشن گفته اند كه هرگاه روزها و شب ها را جداگانه
بشمارند، ميان آن و پايان سال عدد صد بدست مي آيد و برخي گويند علت اين است كه در
اين روز زادگان كيومرث، پدر نخستين، درست صدتن شدند و يكي از خود را بر همه پادشاه
گردانيدند” و برخي برآنند كه در اين روز فرزندان مشي و مشيانه به صد رسيدند و نيز
آمده : “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در اين روز به صد رسيد .”
نظر ديگر اينكه سده معروف، صدمين روز زمستان از تقويم كهن است، زمستان در تقويم
كهن 150 روزه و تابستان 210 روزه بوده است و برخي گفته اند كه اين تسميه به مناسبت
صد روز پيش از به دست آمدن محصول و ارتفاع غلات است. (ادامه)
دومین روز از بهمن ماه یاستانی (26 دی خورشیدی)
بهمن از واژه اوستایی وهومن(Vohuman) به معنی اندیشه نیک می باشد، وهومن یکی از امشاسپندان نزدیک به درگاه اهورامزدا می باشد. اشوزرتشت برای دریافت پیام های اهورایی از وهومن یاری می گیرد. پاسبانی چهارپایان سودمند در عالم جسمانی به این امشاسپند واگذار می شود. از این رو زرتشتیان در جشن بهمنگان یا بهمنجه که در روز بهمن از ماه بهمن واقع می شود از کشتار حیوانات سودمند و خوردن گوشت آنان خودداری می نمایند و برخی از زرتشتیان پرهیز از خوردن و کشتار را در تمام روزهای بهمن ادامه می دهند. این جشن حامی مردان درستکار می باشد.
منبع : سالنمای راستی
چهارشنبه سوري؛ آيينها و ريشهها
چهارشنبه سوري نام واپسين چهارشنبهي تقويم
خورشيدي ايراني است، كه شب آن با رسوم و آيينهايي ويژه، خصوصاً پرش از روي آتش مشخص
ميشود. نامهاي محلي گوناگون اين روز عبارت است از: گول چارشمبه (اردبيل)، گوله
گوله چارشمبه (گيلان)، كوله چووارشمبه (كردستان)، چووارشمبه كولي (قروه، نزديك
سنندج)، و چارشمبه سرخي (اصفهان). برخي دانشمندان واژهي «سوري» را با «سور»
(ميهماني، جشن) ارتباط داده و آن را به معناي «وابسته به سور، جشنآميز» گرفتهاند،
برخي ديگر، به طور موجهتري، سور را گونهاي ديگر از واژهي سرخ ميپندارند (مانند
گل سوري ”گل سرخ“) و آن را اشارهاي به خود آتش يا به «سرخي»، به مفهوم تندرستي
يا بلوغ، كه به طور فرضي با پرش از روي آتش به دست ميآيد، ميانگارند. كاربرد
عنوان متفاوت چارشمبه سرخي در اصفهان و قرار داشتن گونهي گويشي رايج سور در برابر
سرخ، تأييد ديگري است بر اين ديدگاه.
+ آيينهاي اصلي: ( ادامه )
در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!
اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است.
فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند.سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن.
زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند
هفت سين
هفت سين به معناي هفت قلم شيئي كه نام آنها
با حرف «س» (سين) آغاز ميشود، يكي از اجزاي اصلي آيينهاي سال نو است كه بيشينهي
ايرانيان آن را برگزار ميكنند. اين اقلام سنتاً در سفرهي هفت سين چيده و به
نمايش گذاشته ميشوند. اين سفرهاي است كه هر خانوادهاي بر روي زمين (يا بر روي
ميز) در اتاقي كه معمولاً به ميهمانان گرامي اختصاص داده شده ميگسترد و اين اقلام
بر روي آن قرار داده ميشود: در بالاي سفره (در دورترين فاصله از در) آينهاي
گذاشته ميشود، كه در دو طرف آن شمعدانهايي داراي شمع نهاده شده (سنتاً مطابق با
شمار فرزندان خانواده)، در پايين آن نسخهاي از قرآن (از شاهنامه يا ديوان حافظ
نيز استفاده ميشود)، تُنگي كه معمولاً حاوي يك ماهي لايي (بسياري از خانوادهها
يك كوزه آب باران را كه قبلاً جمع آوري شده و/ يا كاسه آبي كه حاوي برگ سبز انار،
نارنج، يا شمشاد است نيز ميافزايند)، ظرفهاي حاوي شير، گلاب، عسل، شكر، و (1، 3،
5 يا 7 عدد) تخم مرغ رنگآميزي شده گذاشته ميشود. مركز سفره عموماً با گلداني از
انواع گلها، معمولاً سنبل و شاخههاي بيدمشك فروگرفته ميشود. كنار آن، سبزه و
دستكم شش قلم ديگر كه با حرف سين آغاز ميشوند (تشريح شده در زير)، ظرفي حاوي
ميوه (سنتاً سيب، پرتقال، انار، و به)، چند نوع نان (اغلب شيرين)، ماست و پنير
تازه، شيرينيهاي گوناگون، آجيل (مخلوط خشك و بو داده شدهي تخمهاي نخودچي،
خربزه، گندم برشته، برنجك، و فندق و گردو، كه همگي با كشمش آميخته شدهاند) قرار
داده ميشود
وصيت نامه پادشاه جهان

پس از
مرگ بدنم را مومياي نكنيد
و در طلا و
زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد.
زودتر آنرا در
آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا
ذره ذره هاي
بدنم خاك ايران را تشكيل دهد.
چه افتخاري
براي انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكي مثل ايران دفن شود.
از همه پارسيان
و هم پيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند
و مرا از اينكه
ديگر از هيچگونه بدي رنج نخواهم برد شادباش گويند.
به واپسين پند
من گوش فرا داريد.
اگر ميخواهيد
دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكي كنيد
فرزندان من،
دوستان من
من اكنون به
پايان زندگي نزديك گشتهام
من آن را با
نشانههاي آشكار دريافتهام
وقتي درگذشتم
مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس
در كردار و
رفتار شما نمايانگر باشد،
زيرا من به
هنگام كودكي ، جواني و پيري بختيار بودهام،
هميشه نيروي من
افزون گشته است آن چنان كه هم امروز نيز احساس نميكنم كه از هنگام جواني ناتوانترم.

من
دوستان را به خاطر نيكوييهاي خود خوشبخت
و
دشمنانم را فرمانبردار خويش ديدهام
زادگاه من
بخش كوچكي از آسيا بود.
من آنرا اكنون سربلند و
بلندپايه باز ميگذارم.
اما از آنجا كه از شكست در
هراس بودم ،
خود را از خودپسندي و غرور
بر حذر داشتم.
حتي در پيروزي هاي بزرگ
خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم.
در اين هنگام كه به سراي
ديگر ميگذرم،
شما و ميهنم را خوشبخت ميبينم.
و از اين رو ميخواهم كه
آيندگان مرا مردي خوشبخت بدانند.
مرگ چيزي است شبيه به خواب.
در مرگ است كه روح انسان به ابديت مي
پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد مي گردد به آتيه تسلط پيدا مي كند و هميشه
ناظر اعمال ما خواهد بود
پس اگر چنين بود كه من
انديشيدم،
به آنچه كه گفتم عمل كنيد
و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ،
اما اگر اين چنين نبود،
آنگاه ازخداي بزرگ بترسيد
كه در بقاي او هيچ ترديدي نيست
و پيوسته شاهد و ناظر
اعمال ماست.
بايد آشكارا جانشين خود را
اعلام كنم تا پس از من پريشاني و نابساماني روي ندهد.
من شما هر دو فرزندانم را
يكسان دوست ميدارم ولي فرزند بزرگترم كه
آزموده تر است كشور را
سامان خواهد داد
فرزندانم! من شما را از
كودكي چنان پروردهام كه پيران را آزرم داريد
و كوشش كنيد تا جوانتران
از شما آزرم بدارند.
تو كمبوجيه، مپندار كه
عصاي زرين پادشاهي،
تخت و تاجت را نگاه خواهد
داشت.
دوستان يك رنگ براي پادشاه
عصاي مطمئنتري هستند.
همواره حامي كيش يزدان
پرستي باش،
اما هيچ قومي را مجبور نكن
كه از كيش تو پيروي نمايد
و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه
هر كسي بايد آزاد باشد تا
از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند.
هر كس بايد براي خويشتن
دوستان يك دل فراهم آورد
و اين دوستان را جز به
نيكوكاري به دست نتوان آورد.
از كژي و ناروايي بترسيد
اگر اعمال شما پاك و منطبق
بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ،
ولي اگر ظلم و ستم روا
داريد و در اجراي عدالت تسامح ورزيد ،
ديري نمي انجامد كه ارزش
شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت
و خوار و ذليل و زبون
خواهيد شد
من عمر خود را در ياري به
مردم سپري كردم.
نيكي به ديگران در من
خوشدلي و آسايش فراهم مي ساخت
و از همه شادي هاي عالم
برايم لذت بخش تر بود.
به نام خدا و نياكان
درگذشتهي ما،
اي فرزندان اگر مي خواهيد
مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.
پيكر بيجان مرا هنگامي كه
ديگر در اين گيتي نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز
دهيد.
چه بهتر از اين كه انسان
به خاك كه اينهمه چيزهاي نغز و زيبا ميپرورد آميخته گردد
من همواره مردم را دوست
داشتهام
و اكنون نيز شادمان خواهم
بود كه با خاكي كه به مردمان نعمت ميبخشد آميخته گردم.
هماكنون درمي يابم كه جان
از پيكرم ميگسلد.
اگر از ميان شما كسي ميخواهد
دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد،
تا هنوز جان دارم نزديك
شود
و هنگامي كه روي خود را
پوشاندم،
از شما خواستارم كه پيكرم
را كسي نبيند،
حتي شما فرزندانم
پس از مرگ بدنم را مومياي
نكنيد
و در طلا و زيور آلات و يا
امثال آن نپوشانيد.
زودتر آنرا در آغوش خاك
پاك ايران قرار دهيد تا
ذره ذره هاي بدنم خاك
ايران را تشكيل دهد.
چه افتخاري براي انسان
بالاتراز اينكه بدنش در خاكي مثل ايران دفن شود.
از همه پارسيان و هم پيمانان
بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند
و مرا از اينكه ديگر از
هيچگونه بدي رنج نخواهم برد شادباش گويند.
به واپسين پند من گوش فرا
داريد.
اگر ميخواهيد دشمنان خود
را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكي كنيد
باشد كه بتوانيم به وصيت
پدر ايران زمين جامه عمل بپوشانيم
کوروش ناامه گزنفون
تاریخ ایران و سمبل فروهر

به خشنودی اورمزد
به راستی سمبل ما ايرانيان چيست ؟
نگاره فروهر باستانی ايران
از آنجايی که هر کشور و ملتی
نشانه و سمبولی ويژه از خود دارند - ايرانيان يکی از کهن ترين مردمانی هستند که
سمبولی بسيار
شگفت انگيز و سراشر از دانش
و فرهنگ و خرد از خود به جای گذاشته اند که با اندوه فراوان بسياری از ما ايرانيان
از آن نا آگاه
هستيم . اين نشان " فره
وشی" يا " فروهر" نام دارد که قدمت آن بيش از 4000 سال تخمين زده
شده است . تاريخچه فره وشی ي ا
فروهر به پيش از زايش زرتشت
بزرگوار اين پير و فيلسوف خرد و فرهنگ و دانش جهان باز ميگردد . سنگ نگاره های
شاهنشاهان هخامنشی در کاخهای
پرسپوليس و سنگ نگاره های شاهنشاهان ساسانی همه حکايت از آن دارد . نکته بسيار
شگفت
انگيز اين نشان ملی ما
ايرانيان آن است که تک تک اين نشان دارای مفهوم دانشی نهفته است . اينک به تشريح
اين نشان ملی می
پردازيم :
1 - قرار دادن چهره يک
پيرمرد سالخورده در اين نگاره اشاره به شخص نيکوکاری و يکتا پرستی دارد که رفتار و
ظاهر مرتب و
پسنديده اش سرمشق و الگوی
ديگر مردمان بوده است و ديگران تجربيات وی را ارج می نهادند .
2 - دست راست نگاره به
سوی آسمان دراز شده است که اين اشاره به ستايش "دادار هستی اورمزد" خدای
واحد ايرانيان دارد که
زرتشت در 4000 سال پيش آنرا
به جهان هديه نمود .
3 - چنبره ای ( حلقه
ای ) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پيمانی است که بين انسان و
اهورامزدا بسته ميشود و
انسان بايد خدای واحد را
ستايش کند و هميشه در همه امور وی را ناظر بر کارهای خود بداند . مورخين حلقه های
ازدواجی که بين
جوانان رد و بدل می شود را
برگرفته شده از همين چنبره ميدانند و آنرا يک سنت ايرانی ميدانند که به جهان صادر
شده است . زير ا
زن و شوهر نيز با دادن چنبره
( حلقه ) به يکديگر پيمانی را با هم امضا نموده اند که هميشه به يکديگر وفادار
بمانند .
4 - بالهای کشيده شده
در دو طرف نگاره اشاره به تنديس پرواز به سوی پيشرفت و ترقی در ميان انسانهاست و
در نهايت امر
رسيدن به اورمزد دادار هستی
خدای واحد ايرانيان است .
به خشنودی اورمزد
5 - سه قسمتی که روی
بالها به صورت طبقه بندی شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پير خرد و
دانش جهان "اشو
زرتشت" دارد . که بی شک
ميتوان گفت تا ميليون سال ديگر تا جهان در جهان باقی باشد اين سه فرمان پابرجاست و
هميشه الگو و
راهنمای مردمان جهان است .
اين سه فرمان که روی بالهای فروهر نقش بسته شده همان کردار نيک - گفتار نيک -
پندار نيک
ايرانيان است .
6 - در ميان کمر
پيرمرد ايرانی يک چنبره ( حلقه ) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به "
دايره روزگار" و جهان هستی دارد
که انسان در اين ميان قرار
گرفته است و مردمان موظف شده اند در ميان اين چنبره روزگار روشی را برای زندگی
برگزينند که
پس از مرگ روحشان شاد و قرين
رحمت و آمرزش الهی قرار بگيرد .
7 - دو رشته از چنبره
( حلقه ) به پايين آويزان شده است که نشان از دو عنصر باستانی ايران دارد . يکی
سوی راست و ديگری
سوی چپ . نخست " سپنته
مينو" که همان نيروی الهی اهورامزدا است و ديگری "انگره مينو" که
نشان از نيروی شر و اهريمنی
است . انسان در ميان دو نيروی
خير و شر قرار گرفته است که با کوچکترين لرزشی به تباهی کشيده می شود و نابود
خواهد شد .
پس اگر از کردار نيک - گفتار
نيک - پندار نيک پيروی کند هميشه نيروی سپنته مينو در کنار وی خواهد بود و او به
کمال خواهد
رسيد و هم در اين دنيا نيک
زندگی خواهد کرد و هم در دنيای پسين روحش شاد و آمرزيده خواهد بود .
8 - انتهای لباس
پيرمرد سالخورده باستانی ايران که قدمتی بيش از 4000 سال دارد به صورت سه طبقه بنا
گذاشته شده است که
اشاره به کردار نيک - گفتار
نيک - پندار نيک دارد . پس تنها و زيباترين راه و روش نيک زندگی کردن و به کمال
رسيدن از ديد
اشو زرتشت همين سه فرمان است
. که ديده می شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهای زرتشت
بوده
است را برای خود برگزيده است
و خرافات و عقايد پوچ را به دور ريخته است .
اين تنها گوشه ای از آثار
نياکان گرامی ماست که امروز وظيفه ماست از آن پاسداری کنيم . به اميد روزی که
ايرانی به هويت ملی
خويش بازگردد . اينجا تنها
اين آرزوی داريوش بزرگ که در سنگ نبشته های خود به جای گذاشته است به حقيقت می
پيوندد :
خداوند اين کشور ( ايران )
را از گزند دشمن - دروغ و خشکسالی به دور نگهدارد
ايدون باد
